تبلیغات
وبلاگ علوم اجتماعی دبیرستان ابوریحان مرند

وبلاگ علوم اجتماعی دبیرستان ابوریحان مرند
 
نظر سنجی
این وبلاگ چه قدر نیازمندی های شما را برطرف کرده است؟





فقر، تلخ یا شیرین؟


 

كاش مى‏شد از زیبایى‏هاى عرفان بگویید. كاش مى‏شد از شیرینى فقر و ندارى بگویید و بعد بگویید این طورى هم مى‏شود خیلى قشنگ به خدا رسید.

سید روح الله نصیرى/فقه و حقوق قم‏

منبع اصلى این مقاله، كتاب نگاهى به فقر و فقرزدایى در اسلام بوده است.

فقر، تلخى‏ها و سختى‏هاى بسیارى در پى دارد كه نمى‏توان آنها را نا دیده گرفت و به سادگى از آنها گذشت؛ اما در كنار آنها، شیرینى و فضیلت‏هایى نیز دارد كه تحمل آن را آسان كرده، مى‏تواند مایه دل‏خوشى و دل‏گرمى باشد و امیدوارى، رضایت و شكرگزارى فقرا را فراهم آورد.

گفته‏اند هر گاه خدا بنده‏اى را دوست بدارد و بخواهد صداى بنده‏اى را بشنود، او را به فقر گرفتار مى‏سازد تا آن بنده از روى نیاز، به سوى او بازگردد و به درگاه او، نزدیك شود و او را صدا كند. پیامبر اكرم(ص) نیز در این باره مى‏فرماید: «خدا با من تكلم كرد و فرمود: اى محمد! من هر گاه بنده را دوست داشته باشم، سه چیز به او عطا مى‏كنم؛ دل او را محزون مى‏كنم، بدن او را بیمار مى‏كنم و دست او را از مال دنیا خالى مى‏گردانم و باز مى‏فرماید: مردم همه مشتاق بهشتند و بهشت، مشتاق فقرا است.1



خداوند، بندگان مؤمن خود را با فقر مى‏آزماید و آنان را در كوران سختى مى‏آزماید و توانا مى‏سازد. امام صادق(ع)، در این باره مى‏فرمایند: به هر اندازه ا یمان بنده زیاد شود، تنگى معیشتش افزایش یابد2 و باز در حدیث دیگرى مى‏فرمایند: چیزى از دنیا به بنده‏اى عطا نشده، مگر براى عبرت گرفتن و چیزى از او كنار نگردید، مگر براى آزمودن.3

در روایتى از حضرت على(ع) نیز آمده است: خداوند روزى انسان‏ها را اندازه‏گیرى و مقدر فرمود؛ گاهى كم و زمانى زیاد و به تنگى و وسعت، به گونه‏اى عادلانه تقسیم كرد تا هر كس را كه بخواهد باتنگى یا وسعت آن بیازماید و با شكر و صبر، غنى و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزى گسترده را با فقر و بیچارگى درآمیخت و تندرستى را با حوادث دردناك پیوند داد.4 از این نظر، فقر میزانى است براى سنجش تقوا و تعهد افراد به احكام و ارزش‏هاى الهى و فضیلت‏هاى انسانى.

فقر حساب آخرت را آسان مى‏كند. امام صادق(ع) در این‏باره مى‏فرمایند: حكایت این دو دسته، توانگران و فقرا، حكایت دو كشتى است كه به گمرك رسند و گمرك چى یكى را خالى بیند و گوید رها كنید و دیگرى راپربار ببیند و گوید نگه‏اش دارید.5

اگر شخصى در برابر فقر، صبر پیشه كند و بالاتر از آن، راضى و شكور باشد، سزاوار ثواب و پاداش الهى خواهد بود؛ بنابراین فقر، فرصتى براى افراد تهى‏دست فراهم مى‏كند تا باپرورش این صفات نیك، خود را به پاداش عظیم برسانند.

فقر سبب مى‏شود كه شخص فقیر به خدا توكل كند؛ به درگاه او دعا و تضرع نماید و به او نزدیك‏تر شود و روشن است كه این گونه هم مى‏توان به خدا نزدیك شد؛ آسایش آخرت را با رنج دنیا به دست آورد و خیلى قشنگ به خدا رسید.

بر همین اساس، بزرگان بسیارى فقر را برگزیدند و خود را به چنین زندگانى عادت دادند و از همین راه، به سر منزل مقصود رسیدند. آدمیان از نظر صفات روحى، جسمى و فكرى متفاوتند و مقاومت آنها در برابر مشكلات، بایكدیگر فرق دارد. چنان كه بیش و كم همه مى‏دانیم، فقر پیامدهاى سوء بسیارى نیز به دنبال دارد. از همین رو كسى كه ظرفیت و توان تحمل آن را نداشته باشد، ممكن است به مفاسد آن گرفتار آید و در نهایت نتیجه‏اى كاملاً عكس حاصل شود و باعث زوال دین، شقاوت و بدبختى او شود. از این رو در دین مقدس اسلام، فقر مذموم است و افرادى كه خود و خانواده خود را به سختى افكنند و براى معاش تلاش نكنند، به شدت مورد نكوهش هستند. در گفتار معصومان(ع)، پاداش كسى كه براى تأمین زندگانى خود و خانواده‏اش از راه حلال مى‏كوشد، مانند پاداش مجاهد راه خدا شمرده شده است. در قرآن كریم نیز افراد به استفاده از نعمت‏هاى الهى سفارش شده، كسانى كه نعمت‏هاى خدا را بر خود حرام ساختند و گوشه نشینى اختیار كردند، به شدت سرزنش شده‏اند.

همچنین اسلام براى مبارزه با فقر در جامعه، مالیات‏هایى چون خمس و زكات در نظر گرفته است و نیز راهكارهاى فراوانى ارائه كرده است تا فقر از چهره جامعه اسلامى زدوده شود.

به طور كلى از برنامه‏هاى فقر ستیز و نیز نصوصى كه در نكوهش فقر آمده، نمایان است كه این پدیده از نظر اسلام مطلوب نیست.

آثار فقر6

فقر پیامدهاى بسیار نامطلوبى در جامعه دارد و اگر این پدیده به موقع شناسایى و نابود نشود، چون غده‏اى سرطانى گسترش یافته، جامعه را فرا مى‏گیرد و به مرگ اجتماع مى‏انجامد.

........

آثار اقتصادى

از آن جا كه فقر پدیده‏اى اقتصادى است، به طور طبیعى در حوزه اقتصاد، آثارى ویران‏گر بر جاى مى‏نهد. از آثار اقتصادى فقر، مورد استفاده قرار نگرفتن امكانات بالقوه اقتصادى، فقدان سرمایه لازم براى سرمایه‏گذارى، كمبود تقاضا براى نیروى كار، پایین بودن مزدها و رشد منفى است.

به تعبیر جامعه شناسان، فقر، فقر مى‏زاید و به طور معمول، فرزندان فقرا در محرومیت باقى مى‏مانند؛ از مزارع و دیگر منابع و امكانات استفاده كامل نمى‏شود و تولید كاهش مى‏یابد و در نهایت كشور فقیر، براى تأمین نیازهاى اساسى‏اش، ناگزیر ارزش‏هاى خود را زیر پا مى‏نهد و دست نیاز به سوى كشورهاى ثروتمند دراز مى‏كند و به وابستگى اقتصادى كه اغلب به وابستگى سیاسى مى‏انجامد، تن مى‏دهد.

آثار فرهنگى

آثار فرهنگى فقر در جامعه، بسیارى گسترده‏تر از آثار اقتصادى آن است. برخى از این آثار عبارتند از: ضعف عقیدتى، ضعف علمى، اضطراب و ناراحتى‏هاى روحى و از بین رفتن فضیلت‏ها.

محرومیت‏هاى اقتصادى ناشى از فقر، در افرادى كه ظرفیت كافى ندارند و از سویى به سبب فقر از فراگیرى تعالیم دینى بى‏بهره‏اند، به سست شدن اركان ایمان مى‏انجامد و ممكن است اعتقادشان به مبدأ هستى را ضعیف كند. پیامبر اكرم(ص) در این باره مى‏فرماید: «اگر رحمت پروردگارم بر فقرا نبود، نزدیك بود فقر به كفر بینجامد».7 حضرت على(ع) نیز فقر را موجب ضعف ایمان و سستى دین مى‏داند.8

كمبود مراكز آموزشى و مربیان مجرب، یكى از آثار فقر در سطح جامعه است. در كشورهاى فقیر، معمولاً كودكان از سنین پایین در كنار سرپرست خانواده، براى تأمین نیازهاى اولیه زندگى تلاش مى‏كنند و به همین سبب، آمار ترك تحصیل نوجوانان بسیار بالاست.

آثار اجتماعى

میان محرومیت‏هاى اقتصادى و مسائل فرهنگى - اجتماعى پیوندى مستحكم وجود دارد. مهم‏ترین اثر اجتماعى فقر كه خود به آثار دیگرى مى‏انجامد، ضعف شخصیت تهیدستان است. فقرا به سبب بى‏بهره بودن از امكانات مادى و موقعیت اجتماعى، در جامعه مورد تحقیر قرار مى‏گیرند و اگر حقى از آنان پایمال شود، كسى گفتارشان را نمى‏پذیرد. آنان كم‏كم قدرت دفاع از حق خود را از دست مى‏دهند و بانومیدى به انزوا روى مى‏آورند. حضرت على(ع) در این باره مى‏فرماید: «تهیدست كوچك شمرده مى‏شود، سخن وى را نمى‏شنوند و جایگاه او را نمى‏شناسند».9 و در فرازى دیگر از گفتار خویش مى‏فرماید: «اگر فقیر راست‏گو باشد، او را دروغگو مى‏پندارند»10 و درباره ناتوانى تهیدست در دفاع از حق خود نیز مى‏فرماید: «فقر، انسان زیرك راهنگام استدلال گنگ مى‏سازد»11 و در اشاره به فرجام تهیدست و گوشه‏گیرى وى مى‏فرمایند:«اگر انسان تهیدست شود، نومید و خوار مى‏گردد.12... مستمند در وطن خود نیز منزوى و غریب است».13 حضرت سجاد(ع) نیز چنین دعا مى‏كردند:«خدایا! حیثیت مرا باتنگدستى پایمال نگردان».14 از كلام آن حضرت، تأثیر فقر بر شخصیت انسان هویدا مى‏شود.

این آثار، در صحنه اجتماع بسیار خطرناك و ویران‏گر مى‏نماید. برخى از این آثار، مانند بالا رفتن آمار جرائم و بزهكارى - حتى در میان كودكان و نوجوانان - طلاق، اعتیاد، فحشا و تكدى به طور عمده، زاییده عقده‏هاى روحى و تحقیرهاى اجتماعى و سلب شخصیت تهیدستان شمرده مى‏شوند.

آثار سیاسى

هر گاه مردمِ فقیر و محروم به حكومت خود اعتقاد و اعتماد نداشته باشند، به سادگى بازیچه گروه‏هاى مخالف دولت مى‏شوند؛ هرچند این گروه‏ها از موقعیت اجتماعى بى‏بهره باشند و چون این قشر، اكثریت مردم را تشكیل مى‏دهند، رضایت آنان، موجب مستحكم شدن پایه‏هاى حكومت و ناخشنودى آنان، سبب فروپاشى آن مى‏شود.

فقر تحمیلى و فقر انتخابى‏

بسیارند افرادى كه فقر، ناخواسته بر آنان تحمیل شده است و ناگزیرند با آن دست و پنجه نرم كنند. حوادث طبیعى چون سیل، زلزله، عوامل اقتصادى حاكم بر جامعه مانند توزیع ناعادلانه ثروت، افزایش بى‏رویه قیمت‏ها و فقدان امكانات شغلى و عوامل فرهنگى، مانند ترویج گناه و متزلزل شدن باورهاى دینى و... از علل این نوع فقر به شمار مى‏آیند.

از سوى دیگر برخلاف افرادى كه ناخواسته فقر بر آنها تحمیل شده است، گاه افراد خود در ایجاد فقر مؤثرند. گروهى براى رسیدن به اهداف متعالى والا و گروهى به دلیل وجود ضعف‏هایى در اندیشه یا عمل خویش، در فقر خود نقش دارند.

گاه گزینش فقر به سبب اهداف متعالى است. فقر انبیا(ع) از جمله پیامبر اكرم(ص)، از این نوع است. پیامبر(ص) باوجود ثروت فراوانى كه همسرش حضرت خدیجه(س) در اختیار وى گذاشته بود، تا پایان عمر در فقر زیست؛ زیرا خداوند خود بر پیشوایان دینى واجب كرده است كه مانند فقیرترین افراد جامعه زندگى كنند. حضرت على(ع) مى‏فرماید: اگر انبیا(ع)، صاحب قدرت و ثروت بودند، گرایش مردم به آنان با انگیزه‏هاى غیر الهى آمیخته مى‏شد.15

همچنین ممكن است شخصى با در نظر داشتن هدفى والا، در مقطع زمانى خاصى، سختى و مشقت راتحمل كرده، فقیرانه زندگى كند؛ همان‏گونه كه چنانكه برخى از دانشمندان به دلیل ترجیح دادن دانش بر رفاه و آسایش مادى، در فقر به سر مى‏بردند؛ این افراد هرگز در پى فقر نبوده‏اند و اگر جمع ثروت و دانش برایشان ممكن بود، هرگز تن به فقر نمى‏دادند.

نكته مهم این است كه گروهى به سبب برداشت‏هاى نادرست از تعالیم دینى، فقر را بر مى‏گزینند و در اثر انحراف از تعلیمات اسلامى و فهم نادرست دین، در گرداب فقر فرو مى‏روند. آنان هرگز براى رسیدن به رفاه و سطح بالاترى از زندگى، تلاش نمى‏كنند و به كم‏ترین خوراك و پوشاك و امكانات زندگى قانع مى‏شوند. جامعه‏اى كه از چنین افرادى تشكیل مى‏شود، همیشه در فقر و بدبختى دست و پا مى‏زند. بنابراین اگر بگوییم كج فهمى و برداشت نادرست از معارف اسلامى، خود یكى از علل عقب ماندگى و فقر مسلمانان است، درست گفته‏ایم و روشن است كه چنین فقرى مذموم و نكوهیده است و چنین جامعه‏اى مطلوبِ اسلام نیست.

دیدگاه غلط این گروه نسبت به دنیا و آخرت، نمونه بارزى است كه مى‏توان از آن یاد كرد. اینان چنان مى‏پندارند كه نیك بختى دنیا و آخرت، جمع شدنى نیست و اگر بخواهند در جهانِ دیگر كامیاب باشند، باید در دنیا در فقر و بیچارگى به سر ببرند. اینان به سبب برداشت‏هاى نادرست از مفاهیمى چون زهد، از دنیا روى گردانده، نعمت‏هاى آن را برخود حرام كرده‏اند. یكى دیگر از برداشت‏هاى نادرست از دین، فهم قضا و قدر الهى و تفسیرهاى ناروا از مفاهیمى چون تقدیر، توكل و قناعت است كه به عدم تلاش اقتصادى و در نهایت تنگدستى مى‏انجامد. تحقیق در این امور ثابت مى‏كند كه هیچ یك از این مفاهیم، جامعه را به سمت تنگ‏دستى نمى‏كشاند؛ بلكه عمل به آنها به پیشرفت و ترقى جامعه مى‏انجامد.

از عوامل دیگرى كه معصومین(ع) از آنها به عواملى در شكل‏گیرى فقر در فرد و جامعه یاد كرده‏اند، مى‏توان به بى‏برنامگى، تنبلى و استقامت نداشتن، عدم پرداخت حقوق مالى چون زكات و...، اظهار نیاز و حفظ نكردن عزت نفس، تكدى‏گرى و نیز ارتكاب برخى از گناهان اشاره كرد.

همه این روایات، دلیل بر آن است كه فقر در حقیقت مذموم است. بنابراین آن دسته از روایات كه به نحوى فقر را مدح كرده است، اشاره به جنبه‏هاى نیك آن دارد و تنها یك نوع اظهار همدردى با فقرا و دل‏جویى از آنان است، نه تشویق به زندگى فقیرانه و سوق دادن جامعه به سمت فقر.

همچنین ستایش از فقر در برخى روایات، ارتباطى به فقر مالى ندارد و همیشه نمى‏توان آن را به معناى فقر مالى دانست و گاه منظور از فقر، فقر انسان‏ها و همه موجودات نسبت به خداوند است. براى مثال در دیدگاه فیلسوفان و عارفان، جز خداوند، همه موجوداتِ جهان فقیر و نیازمندند. قرآن كریم مى‏فرماید:

«یا ایهاالناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحمید».16

پى‏نوشت:

1. معراج السعادة، ملا احمدنراقى، ص‏290.

2. اصول كافى، ج‏3، ص‏360.

3. همان.

4. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص‏169.

5. اصول كافى، ج‏3، ص‏359.

6. نگاهى به فقر و فقرزدایى در اسلام، سعید فراهانى فرد، ص‏33.

7. نگاهى به فقر (به نقل از الحیاة، ج‏4، ص‏309).

8. همان(به نقل از الحیاة، ج‏4، ص‏283).

9. همان(به نقل از الحیاة، ج‏4، ص‏286).

10. همان(به نقل از الحیاة، ج‏4، ص‏301).

11. نهج البلاغه، حكمت‏3.

12. نگاهى به فقر(به نقل از نهج البلاغه، كلمات قصار، ش‏3).

13. نهج البلاغه، حكمت 3.

14. نگاهى به فقر(به نقل از صحیفه سجادیه، دعاى بیستم).

15. نهج البلاغه، خطبه 192.

16. فاطر(35):35.

 

تهیه کننده:محمدرضا پاکنهاد




طبقه بندی: فرهنگی، بصیرت، جامعه شناسی، نظام خانواده، علوم اجتماعی، اقتصاد،
[ پنجشنبه 7 فروردین 1393 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ محمد رضا پاکنهاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت ارائه مطالب اجتماعی وتبادل وهمفکری پیرامون درس مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه ایجاد شده است.دراین وبلاگ به کمک شما تازه ترین مطالب علوم اجتماعی به زبان ساده وقابل درک برای همه علاقه مندان ارا ئه میشود و از به کار بردن مفاهیم پیچیده علوم اجتماعی حتی الامکان صرف نظر خواهد شد.تا در صورتی که دانش آموزان عزیز نیز تمایلی به استفاده از این وبلاگ را داشتند ؛به راحتی از آن بهره مند شوند.خوشحال خواهیم شد با نظرات خود پرباری مطالب را به دیگران هدیه کنید.

محمد رضا پاکنهاد
دانش آموز دبیرستان نمونه ی ابوریحان مرند
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

داستان روزانه
 تماس با ما

مجله نایت پلاس

سیستم افزایش محبوبیت و بازدید

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

پیچک